السيد محمد حسين الطهراني

67

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى)

بارى اين يك نمونه از عمل به قرآن ، و اصالت و جاودانى بودن تعليمات آن بود كه بدين گونه مشروح شد . يعنى در جائى كه مقتضيات و شرائط إيجاب عفو و گذشت را ننمايد ؛ و انسان لازم باشد بهر وسيله‌اى كه باشد ، با چنگ و ناخن و دندان ، با فرياد و صيحه و ضجّه ، در برابر شخص متعدّى و ستمگر بايستد و قيام كند ، بايد بنمايد . أمّا آنجائى كه مصالح و مفاسد عمومى در بين نيست ، ضرر ضرر شخص است ؛ سكوت هم موجب امضاى ظلم و ظالم نيست ، إعلان و إعلام جنايت هم ، جز ريخته شدن آبرو ، و درگيرىهاى شخصى و خانوادگى أثرى ندارد ؛ در اين گونه امور و أمثال و أشباه آن ، بهتر است انسان عفو را بر جهر گفتار به سوء مقدّم دارد ؛ و زبان خود را به سوء نيالايد ؛ و نفس شريف خود را بيهوده دچار دغدغه و كشمكش نكند ؛ و به آرامى با إغماض و گذشت از كنار قضيّه عبور كند ؛ كه در اين صورت حلاوت و شيرينى إغماض و عفو به‌طورى در روح او مىنشيند ؛ و چنان طراوت و تازگى آن را درمىيابد كه إلى الابد آن حلاوت و طراوت گوئى با اوست ؛ و پيوسته وى را متمتّع مىنمايد . براى اين حقير موارد بسيارى اتّفاق افتاده كه اين آيه مباركه مصداق پيدا نموده ؛ و گاهى در مواقع ، در صدد دفاع و جهر به گفتار بوده‌ام ؛ و در بعض از مواقع عفو را به توفيق خداوندى مقدّم داشته‌ام ؛ و اينك در تتمّه و خاتمهء اين بحث

--> - و دور او را گرفتند ؛ و با لطافت در كلام ، و إظهار همدردى او را ترغيب بخروج نمودند . زينب حركت كرد و عازم مصر شد ، و در وقت طلوع هلال شهر شعبان سنهء 61 بود كه زينب وارد زمين نيل شد . و به حركت ادامه داد تا در قريه‌اى نزديكى بلبيس فرودآمد در آنجا مسلمة بن مخلد أنصارى امير مصر با جماعتى از أعيان مصر و علماء آن به استقبالش آمدند . مسلمة زينب را در خانهء خود برد ؛ و قريب يك سال در آنجا به عبادت و انقطاع به سوى خداوند مشغول بود تا در شب پانزدهم شهر رجب سنهء 62 رحلت نمود . زينب را در خانهء مسلمة به خاك سپردند . و قبر او تا امروز مزار مباركى است كه مسلمانان از راه‌هاى دور به زيارتش مىروند .